خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم انسانی

درس 7: فرجام کار

بازدید2/4 K
تاریخ بروزرسانی1404/06/26

جلسه اول

اندیشه در آیات (صفحهٔ 60 کتاب درسی)

 

در آیات 71 و 72 سورهٔ زُمَر بیندیشید و چگونگی ورود گناهکاران به جهنم را بیان کنید:
1- گناهکاران، گروه گروه
2- .....................................................................
3- نگهبانان جهنم ..................................................
4- .....................................................................
5- .....................................................................

جایگاه دوزخیان

پس از پایان محاکمه، دوزخیان گروه‌گروه به‌سوی جهنم رانده می‌شوند و در حالی‌که در غل و زنجیر بسته شده‌اند، در جایگاهی تنگ افکنده می‌شوند. 

آتش جهنم، بسیار سخت و سوزاننده است. این آتش حاصل عمل خود انسان‌هاست و برای همین، از درون جان آنها شعله می‌کشد. 

در این‌حال، نالهٔ حسرت دوزخیان بلند می‌شود و می‌گویند: ای کاش خدا را فرمان می‌بردیم و پیامبر او را اطاعت می‌کردیم. ای کاش فلان شخص را به‌عنوان دوست خود انتخاب نمی‌کردیم. او ما را از یاد خدا بازداشت. دریغ بر ما، به خاطر آن کوتاهی‌هایی که در دنیا کردیم! 

آنان به خداوند می‌گویند: پروردگارا شقاوت بر ما چیره شد و ما مردمی گمراه بودیم. ما را از اینجا بیرون ببر که اگر به دنیا بازگردیم، عمل صالح انجام می‌دهیم. 

پاسخ قطعی خداوند این است که آیا در دنیا به اندازهٔ کافی به شما عمر ندادیم تا هرکس می‌خواست به راه راست آید؟ ما می‌دانیم اگر به دنیا بازگردید، همان راه گذشته را پیش می‌گیرید. 

آنان گاهی دیگران را مقصر می‌شمارند و می‌گویند: شیطان و بزرگان و سرورانمان سبب گمراهی ما شدند. شیطان می‌گوید من فقط شما را فراخواندم و شما نیز مرا پذیرفتید. مرا ملامت نکنید، خود را ملامت کنید. به نگهبانان جهنم رو می‌آورند تا آنها برایشان از خداوند تخفیفی بگیرند؛ ولی فرشتگان می‌گویند: مگر پیامبران برای شما دلایل روشنی نیاوردند؟ آنان می‌گویند: بلی! فرشتگان نیز تقاضای آنها را نمی‌پذیرند و درخواستشان را بیجا می‌دانند.

این داستان واقعی زندگی همه‌ی ما انسان‌هاست:
رفیق چهارم ما، جسم ما است که همه چیز را برای زیبایی و تغذیه او صرف می‌کنیم؛ اما پس از مرگ، خیلی زود ما را ترک می‌کند.

رفیق سوممان، ثروت و اموال ماست. وقتی ما می‌میریم، بلافاصله به دیگران می‌رسد.

رفیق دوم ما، خانواده، فرزندان و دوستان ما هستند که به رغم نزدیکی و همراهی با ما در زمان حیات، پس از مرگ فقط تا قبر ما می‌توانند بیایند.

و اما رفیق اول که بسیاری از اوقات آن را فراموش می‌کنیم، فقط اوست که ما را در این سفر، همراهی می‌کند. او کسی نیست جز ...

جلسه دوم

جایگاه نیکوکاران

اینجا بهشت است! جایی که پس از پایان حسابرسی، نیکوکاران و رستگاران را به سوی آن راهنمایی می‌کنند؛ بهشت آمادهٔ استقبال و پذیرایی از آنهاست و چون بهشتیان سر رسند، درهای آن را به روی خود گشوده می‌بینند. از هر دری فرشتگان برای استقبال به سوی آنان می‌آیند و به بهشتیان سلام می‌کنند و می‌گویند: خوش آمدید؛ وارد بهشت شوید و برای همیشه در آن زندگی کنید. بهشتیان می‌گویند خدای را سپاس که به وعدهٔ خود وفا و این جایگاه زیبا را به ما عطا فرمود. هریک از بهشتیان در درجه‌ای خاص از بهشت قرار می‌گیرند.

هرچه دل‌هایشان تمنا کند و دیدگانشان را خوش آید، آماده می‌بینند. خدا را سپاس می‌گویند که حزن و اندوه را از آنان زدوده و از رنج و درماندگی، دور کرده است. علاوه بر این، بالاترین نعمت بهشت، یعنی رسیدن به مقام خشنودی خدا را برای خود می‌یابند و از این رستگاری بزرگ مسرورند. 

بهشتیان با خدا هم صحبت‌اند و به جمله‌ی «خدایا! تو پاک و منزهی» مترنم‌اند. بهشت برای آنان سرای سلامتی (دارالسلام) است؛ یعنی هیچ نقصانی، غصه‌ای، ترسی، بیماری‌ای، جهلی، مرگ و هلاکتی، و خلاصه، هیچ ناراحتی و رنجی در آنجا نیست. نعمت‌های دائمی آن هیچ‌گاه خستگی و سستی نمی‌آورد. در آنجا انسان همیشه شاداب و سرحال است و همواره احساس طراوت و تازگی می‌کند. دوستان و هم‌نشینان انسان در آنجا، پیامبران، راستگویان، شهیدان و نیکوکاران‌اند و آنان چه نیکو هم‌نشینانی هستند.

زنان و مردان بهشتی در زیباترین و جوان‌ترین صورت و قیافه در بهشت به سر می‌برند. زندگی آنان سرشار از عشق، لذت و سرور است. همسران بهشتی خوش‌رفتار و زیبارو، جوان و شاداب، پاک و طاهر، خوش و خرم، پیوسته عاشق و خرسند از همسر خود هستند.

رابطهٔ میان عمل و پاداش و کیفر

از سؤال‌های قابل توجه این است که رابطهٔ اعمال دنیایی با جزا و پاداش اخروی چگونه است؟

برای رسیدن به پاسخ این سؤال، می‌گوییم: رابطهٔ میان عمل و جزا و پاداش سه گونه است:

1- قراردادی: گاهی پاداش و کیفر براساس مجموعه‌ای از قراردادها تعیین می‌شود؛ مانند اینکه اگر کارگر در طول روز، کار معینی را انجام دهد، دستمزد مشخصی در برابر آن کار دریافت می‌کند. همچنین اگر کسی مرتکب جرمی شود، مطابق با قوانین و مقررات به پرداخت جریمهٔ نقدی یا زندان و نظایر آن محکوم می‌شود. در این قبیل رابطه‌ها، انسان‌ها می‌توانند با وضع قوانین جدید این رابطه‌ها را تغییر دهند؛ برای مثال، اگر کیفر جرمی زندان است، آن را به پرداخت جریمهٔ نقدی تبدیل کنند. آنچه در اینجا اهمیت دارد، تناسب میان جرم و کیفر است تا عدالت برقرار گردد.

2- طبیعی: گاهی پاداش و کیفر، محصول طبیعی خود عمل است و انسان‌ها نمی‌توانند آن را تغییر دهند، بلکه باید خود را با آن هماهنگ کنند؛ مثلاً اگر کسی سیگار بکشد، به امراض گوناگونی مبتلا می‌شود. همچنین اگر کسی اهل مطالعه و تحقیق باشد، به‌طور طبیعی به علم و آگاهی دست می‌یابد.

3- تجسم عمل: نوع دیگری از رابطهٔ میان عمل و پاداش و کیفر وجود دارد که عمیق‌تر و کامل‌تر از دو نوع قبلی است. و این نوع از رابطه، در برزخ و آخرت امکان‌پذیر می‌باشد. همان‌طور که در بحث از نامهٔ عمل دیدیم، آنچه انسان با خود به قیامت می‌برد، حقیقت و باطن اعمالی است که اکنون در این دنیا قابل مشاهده نیست. هر عملی یک جنبهٔ ظاهری و یک جنبهٔ باطنی دارد. جنبهٔ ظاهری، بعد از عمل از بین می‌رود؛ اما جنبهٔ باطنی هرگز از بین نمی‌رود و در روح و جان هر انسانی باقی می‌ماند. بنابراین، هر عملی که ما در زندگی دنیوی انجام می‌دهیم، حقیقت و باطن آن عمل در جهان آخرت به صورت زشت یا زیبا، لذت‌بخش یا دردآور مجسم می‌شود و انسان خود را در میان اعمال خود می‌بیند. پس آنچه در روز قیامت به عنوان پاداش یا کیفر به ما داده می‌شود، عین عمل ماست. به عنوان مثال، کسی که ربا می‌خورد و یا مال یتیمی را به ناحق تصاحب می‌کند، اگر باطن و چهرهٔ واقعی عمل او در همین دنیا برملا شود، همگان خواهند دید که او در حال خوردن آتش است؛ اما در دنیا آتش آشکار نمی‌شود و هنگامی که او وارد جهان آخرت می‌شود و پرده‌ها کنار می‌رود و حقیقت و باطن عمل عیان می‌گردد، آتش از درون او زبانه می‌کشد.

رسول خدا (ص) در هنگام پند و اندرز به یکی از یاران خود می‌کرد، فرمود:

«برای تو ناچار همنشینی خواهد بود که هرگز از تو جدا نمی‌گردد و با تو دفن می‌شود ... آنگاه آن هم‌نشین در رستاخیز با تو برانگیخته می‌شود و تو مسئول آن هستی. پس دقت کن، هم‌نشینی که انتخاب می‌کنی، نیک باشد؛ زیرا اگر او نیک باشد، مایهٔ انس تو خواهد بود و در غیر این صورت، موجب وحشت تو می شود. آن همنشین، کردار توست».

بنابراین در روز قیامت، تصویر اعمال یا گزارشی از آنها داده نمی‌شود؛ بلکه خود عمل نمایان می‌شود و هر کس عین عمل خود را می‌بیند.

اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 67 کتاب درسی)

 

1- چرا در کیفر و مجازات اخروی ظلم راه ندارد؟ 
در مجازات نوع سوم که همان عینیت یافتن عمل است، ظلم امکان پذیر نیست در حالی که مجازات‌های قرار دادی، امکان عدم مساوات و ظلم وجود دارد، یعنی ممکن است مجازاتی بیش از گناه یک شخص به او بدهند، اما وقتی خود عمل به صورت مجازات ظاهر شود، ظلم معنا ندارد.

2- چه تفاوت‌هایی میان ویژگی‌های آخرت با دنیا و برزخ وجود دارد؟ آن تفاوت‌ها را در جدولی مانند جدول زیر تنظیم کنید.

شماره دنیا برزخ آخرت
1 پایان‌پذیر  پایان‌پذیر پایان‌ناپذیر
 2 پرونده عمل باز پرونده عمل باز پرونده عمل بسته
 3  امکان تقلب وجود دارد همه منتظر دادگاه الهی امکان فریبکاری وجود ندارد
4  سختی‌ها و خوشی‌ها زود گذر پاداش و عذاب ضعیف اخروی سعادت و عذاب شدید اخروی
5 آگاهی انسان محدود است آگاهی انسان نسبت به اعمال خود بالا است  آگاهی انسان بالاتر می‌رود و آنها را به‌طور حضوری می‌بیند.

3- رسول خدا فرمود: «اَلدُّنیا مَزرَعَةُ الآخِرَة». 
یک کشاورز ماهر برای اینکه زراعت پرمحصولی داشته باشد، پنج شرط را رعایت می‌کند:
1- زمین مناسب انتخاب می‌کند.
2- بذر سالم تهیه می‌کند. 
بذر سالم همان استعداد‌ها و گرایش‌های پاک است. (ایمان)
3- زمین را به موقع آبیاری و از کودهای مناسب استفاده می‌کند. 
آبیاری و تغذیه مناسب همان اعمال نیک است. (عمل صالح)
4- زمین را از علف‌های هرز، پاک می‌کند. 
پاک کردن از خس و خاشاک و علف‌های هرز همان پاک شدن از گناهان است. (توبه)
5-  مواظب است که آفات و حیوانات به کشت او ضرر نرسانند. 
محافظت کردن از زمین در مقابل آفات و حیوانات، مراقب و محاسبه‌ی نفس و جلوگیری از وسوسه‌ی شیطان و نفس امّاره و دوستان ناباب و عوامل تبلیغی دیگر است.

اگر «دل» بهترین و مناسب‌ترین زمین برای کشت محصول آخرت است، چهار شرط دیگر کدام‌اند؟
1- ......................
2- ......................
3- ......................
4- ......................

فقط یک بار!

فقط یک‌بار به دنیا می‌آیی،
فقط یک‌بار خداوند زندگی را به تو هدیه می‌کند؛
اما، در سرایی دیگر همواره خواهی بود؛
اگر این فرصتِ یکباره را از دست بدهم، چه خواهم کرد؟

درس 8: فرجام کار